اتاق معاملات طلا

نتایج جستجو برای عبارت :

اتاق معاملات طلا

داستانک معنوی 

شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع وگریه و زاری بود.

در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید،
که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !

استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟

شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و
برخورداری از لطف خداوند!

استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ بده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.

استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها