وقتی داشت میرفت از ویسگون

نتایج جستجو برای عبارت :

وقتی داشت میرفت از ویسگون

به پرویزِ کیمیاوی»

ذکر
از تذکر می‌آمد، از تذ
و حرف به حرف،
تنِ مسافر را می‌فرسود.
    - بر
لشکرِ برهنگان حرجی نیست
     که ما
عمری در این بیابان
      یعقو‌ب‌وار
زیسته‌ایم
     کلماتِ
ما، مثلِ پوستِ تن‌مان
    زِبر و
صحرایی‌اند-
ذکر از ذکور می‌آید وُ
به قامتِ علف راست می‌شود
در مناره‌ی بعد از ظهر.
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها